روز پرپر زدن

دوست داری؟

تماشای پرپر زدن مرغ سر کنده را؟

ببين!

اين منم!

ريخته خونم درپای دوست.

 

 

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

سلام کاتب ِ سواد خواندم را از دست داده ام ِ چرا نامم را در ميان دوستانت در کنار صفحه ننوشته ای ...نوشته ای ؟ از کجا بدانم ...نام مرا مينويسی؟

mn21

خيلی بيرحمانه وفجيع !!

م ک

سلام. بله ديگه ريخته . کاری نمی شه کرد. سواد زياد سخت نيست. تنها بايد صبور بود. ممنون از لطفتان.

arya

البته اگه دوستی وجودش ارزش ریختن خون رو داشته باشه شاید ارزششو داشته باشه که خونی ریخته بشه.شاد باشی

سپینود

سلام دوست عزيز.قطعه‌ی دردناکی بود... بله روز تولد من اول دی ماه است. چطور؟

n.majnoon

جنون بر ِ قله است / روان/ چون گدازه بر کوهپايه / عشق اين چنين است ./

ali

مزخرف

امیر مهاجر

توی این شعر یه حس انتقام هست. انتقام از یار بی وفا. شاعر عزم شکستن او را دارد. شکستن نه، می خواهد خردش کند. شیشه ای که با همه ی قدرت بکوبی ش به سنگ. انصاف نیست. یار، همیشه یار است، حتا اگر از جنس بی وفایش باشد؛ چون دلی دارد نازک که شایسته ی عاشق شدن است. موفق باشی.