بنويس کاتب!

بنويس امروز ناگهان

سواد خواندنم را هم از دست داده ام.

...ازکجا بدانم

   نام مرا مينويسي؟

 

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جناب حاج اقا چغندر

ممنون ازينکه سر زدی ... ولی من کامل خوندم ... خيلی زيبا می نويسی ... سعی ميکنم بازم بيام ... با اجازه لينک ميدم !؟ ...

کاوه

وبلاگ جديد مبارک! لينک ات را اضافه می کنم. موفق باشی. راستی٬ به روزم!

ahoo

salam dokhtare mersi az in ke omadi webloghamo didi dokhtare biyaba ham harf bezaniiiiiiiiiiim ?????? mikham bahat harf bezanam dokhtare mishe mano add khoni mer30 bye

اندیشه های پراکنده

سلام. خيلی زيبا بود. ممنون می شوم به من هم سر بزنيد و راهنمايی بفرماييد. تازه وبلاگ زده ام.

بهاره خلیقی

کتا يون جان اول تبريک دوما خانه بدوش شدی؟ آبادی به آبادی می گردی . غافل که هرگز هيچ کس را نخواهيم يافت که کوله ی خستگيها را از دوشمان بردارد . لينکت را اضافه کنم با آدرس جديد يا سکرته؟

شهرام عدیلی پور

در لايه های دور ما کال بود هنور کاتب . هم خانه ی دريغ نبود . خيره به ظلمت هم خانه ی کاغذ سفيد نگاه کرد ؛ مداد تازه به دست . بوی صمغ را هم بوی غروب کرديم . باز سوزاند ؛ نوشت کاتب : ما هم رفتيم ؛ نعش مان را هم برديم . در ماست کاتب شايد يا در سايه روشن های ميان آن کلام که بر سر دست داشت . آن جا بر کاغذهای زرد شده ی روی ميز خواناست اين : ما هم رفتيم نعش مان را هم برديم ...... قسمتی بود از خانه روشنان گلشيری تقديم به کتايون خانم ارج مند به حرمت قلم زيبای اش.

ثمین

توی چشماش نيگا کنی، خودت رو ميبيني! عشق سواد نمی خواد!

پدر(نم نم)

اميدوارم که بنويسيد چرا که ما در جهل مطلق قرار داريم...در ضمن تا جايی که می دونم غضرف حرکت نمی کنه...بوس و بای!